مترجم کوچولو

گاه زمانی می رسد که متوجه می شوی.....

چه کسی به تو اهمییت می دهد..........

چه کسی هرگز به تو اهمیت نداده.....

چه کسی دیگر به تو اهمیتی نمی دهد....

نگرا ن آنها که در گذشته ات بوده اند و حالا دیگر نیستند نباش

حتما دلیلی وجود دارد که در آینده ات نقشی ندارد

به کسانی بیندیش که نمی خواهی در سال جدید از دستشان بدهی

از آنچه که لازم است مهربان تر باش

چراکه تمامی کسانی که با انها برخورد می کنی به نوعی درگیر مشکلی هستند....

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ توسط تینی comment() |

پیرمردی در روستایی زندگی می کرد او قصد داشت تا باغش را شخم بزند اما به دلیل کهولت و پیری قادر به انجام این کار نبود.

تنها پسرش یعنی تنها کسی که می توانست به او کمک کند در زندان به سر می برد.

پیرمرد نامه ای به پسرش نوشت و موقعیت را برایش تشریح کرد:پسر عزیزم احساس بسیار بدی دارم به نظر می رسد که امسال قادر به کشت سیب زمینی نیستم از اینکه امسال مزرعه ایی را که مادرت بسیار به آن علاقه مند بود باید بی ثمر بماند احساس نارضایتی می کنم اما باور کن که چاره ای نیست ای کاش اینجا بودی و به من کمک می کردی(دوستدارت پدر)

چندی پس از فرستادن نامه،تلگرافی از پسرش دریافت کرد که متن آنچنین بود:

به خاطر خدا زمین را شخم نزن من اسلحه هارا در آنجا مخفی کرده ام

روز بعد ده ها پلیس زمین پیرمرد را محاصره کردند و شروع به کندن زمین کردند اما پس از ساعت ها جستجو موف به پیدا کردن اسلحه ها نگشتند.

پیرمرد تعجب از انچه رخ داده است برای پسرش تلگرافی فرستاد و ماجرا را تشریح کرد.

و پسر در جوابش چنین نوشت.

پدر برو سیب زمینی ها را بکار حالا زمینت آماده است.

این تنها کاری بود که می توانستم از اینجا برایت انجام دهم.

نتیجه:مهم نیست در کجای دنیا باشی اگر تصمیم به انجام کاری گرفتهه ای می توانی انجامش بدهی مهم فکر و اراده ی توست و نه جایی که در آن قرار داری.

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ توسط تینی comment() |


Design By : Night Skin

كد بارش قلب